سه مقطع در یک دانشگاه
حالا که من همه ی اینها را گذاشته ام کنار و راه دیگری را می روم، از دانشگاه ایکس بهم ایمیل زده اند که در درخواست شما برای جذب عضو هیات علمی در دانشگاه ما در اولویت قرار نگرفت. بعد هم نوشته اند: "ضمنا در راستای اطلاع رسانی دانشگاه در خصوص علت عدم اولویت قرار گرفتن پرونده جنابعالی لازم بذکر است در صورتی که مشمول هیچ یک از موارد ذیل نبوده ولیکن دانشگاه درخواست ما را در اولویت قرار نداده است می توانید جهت بررسی مجدد پرونده درخواست کتبی تان را حداکثر تا تاریخ 1 آذرماه به دبیرخانه هیات اجرایی جذب دانشگاه تحویل نمایید." بعد ۹ دلیل آورده اند که تنها یکی از آنها در مورد من صادق است (شرط ها کاملا دقیق و قابل سنجش است مثل معدل کارشناسی و ارشد و ... طوری که مطمئن باشم تنها یکی از آنها در مورد من صادق است). آن دلیل هم این است:
"متقاضیانی که هر 3 مقطع خود را در یک دانشگاه گذرانده اند و یا در حال گذراندن هستند".
من تو این اوضاعم اصلا فراموش کرده بودم این درخواست را داده ام و تا به حال هم روال دانشگاه ها جواب دادن و ایمیل زدن نبود. اما با خواندن این ایمیل اول وا رفتم و بعد خنده ام گرفت. طبیعی است سیاست این باشد که اعضای هیات علمی یک دانشگاه از بین دانش آموختگان دوره ی دکتری همان دانشگاه نباشند، اصلا این روال بین المللی است. اما این که دانشگاهی تو را در اولویت قرار ندهد چون تو در هر سه مقطع در یک دانشگاه دیگر درس خوانده ای، برای خودش داستانی است. آن هم در حالی که پذیرش در دو مقطع از این سه مقطع از طریق کنکور سراسری بوده است.
پ.ن۱: گویا سوء تفاهم شده است. همانطور که نوشتم این نامه را فقط از یک دانشگاه دریافت کرده ام نه همه ی دانشگاه ها و نه وزارتخونه. آن دانشگاه، دانشگاه محل تحصیلم هم نبوده است.
پ.ن ۲: حتما به نظرها سری بزنید. گویا من ایراد بیخود گرفته ام.
نظرات
بیرونی :
یکی از دلایل سقوط موسسههای ایرانی این است که مستقیم فراوردههای خود را مصرف میکنند. بارزترین مثال این نوع سقوط دانشگاه تحصیلات تکمیلی در علوم پایه هست
بیرونی - November 12, 2011 4:00 PM
زهرا :
این ها شرایط پذیرفته شدن به عنوان عضو هیات علمی توی یه دانشگاه به خصوص بود؟ یا این که این شرایطیه که کلا وزارت علوم می خواد واسه استخدام اعضای هیات علمی از این به بعد اعمال کنه؟
اگه این شرایط واسه همه جاست که من خودم رو خسته نکنم! از همین الان راهم رو عوض کنم!
سیما:
زهرا جان این فقط مال همون دانشگاه ایکس هست. نشنیدم جای دیگری این کار را بکند.
زهرا - November 12, 2011 5:07 PM
مجید :
تا اون جایی که من میدونم در دنیا هم این که هر سه مدرکتون رو از یک دانشگاه دریافت کرده باشید نکته منفی در استخدام تلقی میشه. بعضی از دانشگاههای معروف آمریکا اصولا دانشجوهای کارشناسی خودشون رو در مقاطع بالاتر (بلافاصله) پذیرش نمیکنند.
مجید - November 13, 2011 1:17 AM
من :
همه چیزمان به همه چیزمان می آید.
من - November 13, 2011 8:23 AM
ياسمن :
عيد شما مبارك
ياسمن - November 15, 2011 9:50 AM
طاها :
سلام.
راستش بسیار متعجب شدم از خوندن این نوشتتون و برام خیلی جالب بود. البته برعکس شما، به صورت مثبت متعجب شدم. راستش به نظر من و بر مبنای اون چیزی که شنیدم و دیدم بسیار شرط منتقیای هستش. در اینجا وقت نمیشه دلایلی که به نظر خودم میاد و از دیگران شنیدم رو بگم، اما فقط در راستای استدلال قیاسی بگم که چنین شرطی به طور رسمی و گاها غیر رسمی تو جاهای دیگه دنیا هم اعمال میشه. حتی مثلا بعضی جاها برای دادن یه فاند موقت (و نه شغل دائم) این شرط رو دارن که درخواست کننده خود دوره دکتری رو به تنهایی تو یک کشور تنها نگذرونده باشه! و حتما برای مدتی خارج رفته باشه یا حداقل برای پستداک خارج از کشور رفته باشه. این رو مقایسه کنید با اون شرطی که شما گفتید... البته شاید شاید شاید بگید که شرایط جابجایی تو ایران در زمان تحصیل شما چندان ساده نبوده که قبل درکه، اما بالاخره اصلاح رو باید از یک جایی شروع کرد و من خیلی خوشحالم که چنین اصلاحاتی در ایران شروع شده. به علاوه اینکه همین انزوای تاریخی جامعه علمی ایران از بقیه دنیا به علاوه ارتباط بسیار کم محقیقن داخل کشور با هم، اهمیت چنین شرطهایی رو بسیار بیشتر میکنه.
یک نکته فلسفی هم به ذهنم رسید. در انتهای متن نوشتید "معیارهای اولویت بندی تا این حد کمّی است و در ۹ بندِ قابل سنجش توسط هر فردی، می گنجد." که فکر کنم کمی همراه با بیدقتی نوشته باشید. اونطور که من از نقل قول شما فهمیدم اینها ۹ تا "معیارهای اولویتبندی" نبوده، بلکه "معیارهای در اولویت قرار ندادن" بودن که خوب واضحا چیزی متفاوت است.
این رو هم اضافه کنم که اصلا منظورم این نیست که شما شرایط مناسب برای انتخاب شدن رو ندارید، اصلا من در موقعیتی نیستم (به عنوان شاگرد شما) که چنین نظری بدم. صرفا نظرم رو راجع به نوشتهتون دادم و امیدوارم که باعث رنجشتون نشه.
امیدوارم کمافیالسابق موفق و شاد باشید.
.ط
سیما:
طاهای عزیز سلام. خوشحالم که هنوز به اینجا سر می زنی.
آره من از طریق نظرهای پای همین نوشته همین جا و هم از طریق نظرهای پای این نوشته که در گوگل پلاس همخوان شده بود فهمیدم کار عجیبی نکرده اند. واقعا نمی دونستم چنین چیزی در دنیا روال است. امیدوارم این از استثنا در بیاید و تبدیل به روال در ایران بشود. مثلا من اگر این را می دانستم برای دکتری به دانشگاه دیگری می رفتم که از آنجا هم پذیرش داشتم. البته طاها من یک سال تحصیلی از دوره ی دکتری ام رو ایران نبودم.
من که دیگه نیستم تو این سیستمها اما خوب است الان دانشجوها این را بدانند. حتا بهتر است برای مقطعی از ایران بروند که شرط در یک کشور ماندن را هم نداشته باشند.
در مورد نکته ی فلسفی: آره خب. حذفش کردم.
موفق باشید.
طاها - November 16, 2011 3:32 AM
فريبا :
سلام سيما جون من تازه با بلاگ شما آشنا شده ام
چند ماه پيش كه باردار شدم متوجه شدم بچه ها دو قلو هستند و دچار اضطراب عجيبي شدم فرقم با شما اينه كه خودم يه دختر 7 ساله هم دارم مطالب بلاگتون برام جالب بود مي خواستم ببينم مزاحم وقتتون نمي شم اگه از شما در مورد تجربياتتون بپرسم. ممنون
سیما:
سلام. ممنون از لطفتون. خودتون مادرید و می دونید هر بچه ای یک جوره و نمی شه راحت نسخه داد. علاوه بر این که من تخصصی در این زمنیه ندارم. تنها جند تجربه است، همین.
خوشحال می شوم اگر بتوانم کمکی بکنم.
فريبا - November 16, 2011 9:13 AM
فريبا :
سلام سيما جون
مرسي از جوابتون. مطمئنا مي تونيد كمكم كنيد مخصوصا مراقبت هاي روزهاي اول كه من واقعا نمي دونم به چند تا كمك احتياج دارم. ما دور از خانواده خودم و همسرم زندگي مي كنيم و الان مسئلمون اينه كه ما احتياج به پرستار كمكي در ماه هاي اول داريم يا هر دو رو مي شه با هم جمع و جور كرد. شما خودتون از چه سني بچه ها رو مهد فرستادين. آيا توصيه خاصي بر اساس تجربه تون دارين. ممنون خيلي زياد بابت وقتي كه مي ذارين.
سیما:
فریبا جان، ایمیل می زنم.
فريبا - November 17, 2011 8:26 AM
ياسمن :
به طاها
اين گونه ماشيني كردن معيار ها با توجه به پيچيدگي هاي بسيار زياد مسئله منجر به اجحاف مي شه. مورد خود سيما را در نظر بگيريد. عملا پايان نامه ي كارشناسي ارشد او حاصل كارش با برندربگر بود و پايان نامه ي دكتري اش حاصل همكاري اش با گروه كمبريج. (سيما جون!اگر اشتباه مي كنم تصحيح كن). در واقع هرچند به ظاهر هر دو مقطع در يك دانشگاه و تحت نظر يك استاد راهنما كار كرده اما در واقع كارپژوهش را از افراد مختلف از دو قاره و مكتب پژوهشي متفاوت آموخته.
مي توانستند حداقل به ليست مقالاتش نظري بيافكنند و يا به بخش سپاسگزاري پايان نامه اش نظري بيافكنندبعد همچين حكمي را صادر كنند.
یاسمن جان:
در مورد دکتری ام کاملا درست گفتی. بیش از نیمی از پایان نامه ام حاصل کار با گروه مارتین بوکر در کمبریج بود. اما کارشناسی ارشدم حاصل همکاری با ماتیاس زالداریگا (CMB کار) بود. هرچند در مدت کوتاه ارشد به جایی نرسید که منجر به مقاله شود.
یاسمن جان من اینقدر از این تجربه هام در سیستم دانشگاهی ایران (چه در دوران دانشجویی و چه برای کار) خسته ام که دیگه حتا نمی تونم درست تشخیص بدهم چه ایرادهایی به خودم وارده و چه ایرادهایی به سیستم.
ممنون از اینهمه توجه ات.
ياسمن - November 17, 2011 10:46 AM
.... :
مرسی انتفاد پذیری:)
.... - November 17, 2011 9:45 PM
قاسم :
به طاها!
دانشگاهی که این کار را کرده است آگاهانه یا بدون آگاهی متقاضیای را از دست یابی و رقابت آزاد برای رسیدن به امکانی و حقی منع کرده است. این کار دانشگاه خلاف قوانین فعلی است و قابل پیگرد قانونی میباشند.
جملاتی چون جاهای دیگر این کار را میکنند باعث نمیشود یا اجازه نخواهد داد پایمال شدن حقی قبول گردد. اگر این دانشگاه ایکس میخواهد این روند را اجرایی کند اگر امروز تقاضایش را به وزارت دهد, وزارت تقاضا را منطقی تشخیص دهد, شرط باید اعلام عمومی شود و پس از ۴+۲+۴ سال دیگر که دانشجویان ورودیی فعلی دکترایشان را گرفتهاند میتواند آن شرط را اعمال کند. اکنون این دانشگاه ایکس باید از متقاضیانی که حقشان پایمال شده است معذرت خواهی کند. این یک شکایت فردی خواهد بود, اگر شاکیای نباشد خوب دانشگاه نیازی به معذرت خواهی ندارد.
سیما:
قاسم نظر قبلی ات را خصوصی تلقی کردم و منتشر نکردم. اگر اشتباه کرده ام بنویس که منتشرش کنم.
قاسم - November 18, 2011 12:38 PM
محدثه :
اتفاقاً برعکس این رویه در خیلی دانشگاههای دیگر رواج دارد! مثلاً برای استخدام در دانشگاه هاروارد حتماً باید یک مقطع تحصیلی در این دانشگاه درس خوانده باشید یا مدرک هاروارد داشته باشید. وقتی هاروارد تصمیم گرفت دکتر وحید تارخ (مهندسی برق) را استخدام کند این مشکل وجود داشت که او دکترایش را از دانشگاه واترلو در کانادا گرفته بود و هیچ وقت در هاروارد تحصیل نکرده بود! برای همین یک مدرک افتخاری هاروارد به او دادند تا بدون نقض قوانین بتوانند استخدامش کنند!
محدثه - November 19, 2011 5:01 AM
طاها :
آقای قاسم.
چند بار پیامتون رو خوندم اما متوجه نشدم. یعنی نه منظورتون رو متوجه شدم و نه اینکه چرا این رو خطاب به من نوشتید. البته من در جریان این سیستمهای اداری و کارگزینی در ایران نیستم و همچنین خیلی هم دورادور میشنوم که دائما در حال تغییرند. اینکه متوجه منظورتون نشدم احتمالا ریشه در این داره.
خانم یاسمن.
بله...باید نحوه احرا و ارزیابی یه قانون یا دستورالعمل یا هر چیزی از این دست دقیق و مناسب باشه. من این اطلاعاتی که راجع به تحصیلات خانم سیما دادید رو که نداشتم. اصلا بحث هم سر این مورد خاص نبود که. من که گفته بودم اصلا در این زمینه صلاحیت نظردادن ندارم. من نظر کلیم رو دادم که خوشحالم که تو ایران هم کم کم داره به این مسائل توجه میشه و به کسایی که تنوعطلبی علمی-پژوهشی داشتن امتیاز بیشتری داده میشه.
من واقعا درگیر حزئیات پایاننامه خانم سیما و بررسی اون در دانشگاه مربوطه و اینکه چرا توجه نکردن تو فلان مقاله نویسنده همکار خارجی بوده نبودم!
.ط
طاها - November 21, 2011 12:25 AM
ياسمن :
يكي از مسايلي كه من اينجا مي بينم اينه كه كساني كه يك چند سالي در يك موسسه ي خارجي بوده اند گمان نمي كنند ضوابط آنجا وحي منزل هست و سعي دارند كه همان ضوابط را در ايران هم اعمال كنند. چه بسا كه اون ضوابط براي شرايطي وضع شده است كه در ايران وجود ندارد. ضابطه ي مورد بحث (سه مقطع در يك دانشگاه) از جمله همين موارد است. بايد توانايي علمي افراد مورد ارزيابي قرار بگيرد نه اين معيار. يعني واقعا به عقل جور در مي آيد كه پرونده ي كسي كه در دانشگاه پيام نور رودهن كارشناسي گرفته در دانشگاه آزاد بومهن كارشناسي ارشد گرفته و از دانشگاهي در مالزي دكتري گرفته نسبت به پرونده ي كسي كه هر سه مقطع را در دانشگاه صنعتي شريف در اولويت قرار گيرد؟! چون در دانشگاهي در خارج اين چنين هست ما هم بايد همين ضايطه را اعمال كنيم. خوب! شايد دانشگاهي باشد كه متقاضيانش كساني هستند كه اغلب كساني هستند در سطح نوبل و فيلدز. آن موقع اين ضابطه را هم مي گذارند. اما دانشگاه هاي ايران از صدر و ذيل اگر شانس بياورند كه متقاضي اي چون سيما داشته باشند بايد كلاهشان را بياندازند هوا و تمام قدرت چانه زني خود را به كار بگيرند كه او را جذب كنند نه آن كه با علم كردن چنين ضوابطي بهانه بياورند.
سیما:
یاسمن جان البته در مورد من اغراق شده ها.
ياسمن - November 21, 2011 3:16 PM
ياسمن :
سيما جون
چند وقت پيش كه رفته بودم تبريز براي همايش دكتر جسور به مناسبت نوبل امسال يك سخنراني ويژه داشتند و به همگرايي ضعيف هم اشاره اي كردند. بعد هم با يك حالت افتخار گفتند كه ما هم در ايران پژوهشگري داريم كه روي اين موضوع كار مي كند: خانم دكتر قاسمي از آي-پي-ام. دلم سوخت!در دل گفتم حيف كه ديگر آي-پي-ام نيست. بدا به حال آي-پي-ام كه عرضه ي جذبش را نداشت و شرم بر دانشگاه هايي باد كه شعور لازم را براي جذب او نداشتند. اينها را به خاطر اين كه دوستت دارم نمي گويم. به خاطر اين مي گويم كه توي دلم مانده! براي سبك تر شدن خودم مي گويم. عقم مي گيره مي بينم با علم كردن همچين ضابطه اي كه خودشان هم معناي آن را نمي فهمند دانشجويان خود را از داشتن استادي چون تو محروم كردند!
چند نفر در اين مملكت داريم كه كار پژوهشي اش در جهتي است كه بخشي از كار پژوهشي دنيا را بگيرد؟! اغلب آن هايي كه اسنخدام مي شوند (و سه مقطع را هم در يك دانشگاه نبوده اند!!!) يك سري مقالاتي را سرهم مي كنند كه خودشان هم نمي دانند در كجاي كار پژوهشي فيزيك قرار مي گيرد. كاري كه تو بعد از دكترايت شروع كردي حداقل مي توانست يك مبحث جديد و به روز را در ايران باز كند. در منظر جمع بين المللي كه روي اين مبحث كار مي كنند ايران را بگذارد روي نقشه.
ياسمن - November 21, 2011 3:55 PM
ياسمن :
من به قانون مدار شدن ايراني ها چشم اميدي ندارم. علت آن است كه اغلب "مفهوم قانون" و "مفهوم ضابطه" را درك نمي كنند. قبلا در وبلاگم در مورد ديدگاه دوستان آلماني ام در مورد قانون و قانونگرايي صحبت كرده بودم. اصلا عارشان مي آيد به آنها بگويي كه شما از هر قانوني بي چون و چرا تبعيت مي كني. تاكيد مي كنند تنها از قوانيني تبعيت مي كنند كه حكمتي داشته باشد كه به صلاح عمومي باشد. در غير اين صورت براي اصلاح آن قانون با ضابطه وارد مذاكره مي شوند و اگر راه قانوني براي اصلاح نبود با نافرماني مدني اعتراض خود را به گوش مي رسانند. اما اگر قانون مناسبي بود به جديت آن را رعايت مي كنند. همين طوري در آلمان يك جايي را ورود ممنوع نمي كنند: كارشناس مي آورند از مردم محل نظر سنجي مي كنند بعد اعلام مي كنند. آنگاه رعايت مي شود. در كشور ما چي؟! اغلب ورود ممنوع ها بيجاست.
در كشور ما مفهوم ضابطه يا قانون را با "حكم شرعي" كه در آن چون و چرايي نيست و لزوما هم خير دنيوي ندارد عوضي مي گيرند!
شنيده اند كه اين ضابطه در كشوري هست و گمان مي كنند اين ضابطه اگر اعمال بكنند حتما درست است بي آن كه پرسش كنند حكمت اين ضابطه چيست و آيا در اين مورد اعمال آن به نفع است يا خير.
وقتي "ضابطه ي استخدامي" را با حكم شرعي عوضي گرفتي و عزاب و ثواب اخروي هم پشتش نباشد بعد از مدتي خودت آن را مي شكني.
اي كاش از بين ده ها جوان ايده آل گرايي كه براي لزوم اجراي ضوابطي داد سخن مي دهند يكي پيدا مي شد و سعي مي كرد تفاوت بين ضابطه ي قانوني و حكم شرعي را دريابد. اما چه ديندار و چه سكولار همان مفهوم را بر مي دارند و خيال مي كنند اگر مانند اصرار بر اجراي احكام شرعي بر اعمال ضوابط پافشاري كنند ايران به جمع كشورهاي پيشرفته مي پيوندد.
ياسمن - November 21, 2011 4:22 PM
ياسمن :
تا تفاوت بين قانون ضابطه آيين نامه را با حكم شرعي ندانيم دم از قانونگرايي زدن شعاري پوچ است. اتفاقا در عمل همان ها كه بدون اشراف به اين تفاوت ها شعار قانونگرايي مي دهند بيش از مردم كوچه بازار قانون را زير پا مي گذارند. قانون ضابطه و آيين نامه از نظر حقوقي با هم فرق دارند. اما فرق آنها با حكم شرعي اساسا يك تفاوت فلسفي است.
از نظر حقوقي هم بايد تفاوت ها را دانست. اگر وزير علوم برود و در جايي در مصاحبه اي هارت و پورت كند وخبرگزاري ها منتشر كنند هيچ اعتبار حقوقي ندارد. اما اگر آيين نامه اي بيايد ما موظف به اجراي آن هستيم.
متاسفانه دانشگاهيان ما اين تفاوت ها را نمي دانند تا وزير سخناني مي گويد براي حفظ خودشان آن را اعمال مي كنند. نتيجه ي آن هم اغلب به ضرر دانشگاه و دانشجو و استادان جوان و علم آموزي تمام مي شود! در صورتي كه آيين نامه هاي رسمي كه از نظر حقوقي قابل استناد هستند اغلب معقول هستند. به علاوه اگر ماده ي نامعقولي داشته باشند با مذاكره مي توان نقص آنها را اصلاح كرد.
به خاطر نفهميدن فرق حقوقي اين چيزها حق ها پايمال مي شود بعد هم بهانه ي دهان پركن قانون گرايي را مي آورند بي آن كه معناي قانون را بفهمند.
ياسمن - November 21, 2011 4:38 PM
دختري به زيبايي گل سرخ :
ايشالا يه دانشگاه بهتر
دختري به زيبايي گل سرخ - November 22, 2011 11:36 AM
!!! :
درتهران و برخی از شهرهای دیگر در دانشگاهها یا پژوهشکده ها افرادی اعمال نظر می کنند و حق آب وگل دارند که حداکثر توان خود را در جهت تامین منافعی خاص به کار میگیرند...از طرفی جنگ با این اوضاع واحوال تنها تلف کردن انرژی و وقت و زندگیست!
!!! - November 22, 2011 4:53 PM
محدثه :
ای کاش اینجا هم دکمه لایک وجود داشت تا من همه نظرات یاسمن را نشان کنم!
محدثه - November 22, 2011 11:04 PM
مونا :
سلام سیما جان من امروز با سایت شما به صورت تصادفی آشنا شدم ولی زیاد وقت نکردم همه سایتتونو بگردم ولی از نوشته هاتون لذت بردم حتما دوباره بهتون سر میزنم من هم یک وبلاگ واسه دخترم دارم به ما هم سر بزنید خوشحال میشم
مونا - November 28, 2011 3:28 PM