واقعا بعضی آدمها متفاوتاند و روحیهی خاصی دارند. اینها هستند که در شرایط سخت و متفاوت اجتماعی و تاریخی هم واقعا زندگی میکنند و میسازند و امید میدهند.
یکی از این آدمها توران میرهادی است. فکر میکنم بهتر است زندگینامهاش رو بخونید. شاید تصویری از آنچه منظور من است به دست بیاورید. خانم میرهادی را خیلیها با مدرسهی فرهاد میشناسند. با خودم میگویم در سال ۱۳۳۴ با آن شرایط تاریخی و اجتماعی که خواندهایم و شنیدهایم، با آن همه فقر و بیسوادی، چطور این زن به سیستم نوین آموزش فکر میکرده است؟ مدرسهی فرهاد با آن نوع تفکری که درش حاکم بود، همین حالا هم اگر بود پیشرو میبود.
خانم میرهادی و دیگر همکاران نازنینی که در شورای کتاب کودک دارد، سالهای سال است برای نوشتن فرهنگنامهی کودکان و نوجوانان تلاش میکنند. با توجه به شرایط کار از این دست در ایران، از سنگهایی که انداخته میشود تا همکاریای که نمیشود تا ناآگاهیای که داریم تا کم بودن تعداد آدمهای حرفهای و مشکلات مالی برای کاری اینچنینی، با همهی اینها وقتی فرهنگنامه را ورق می زنم و کیفیت کارشان را میبینم فقط میتوانم تحسین کنم و از ته دل خسته نباشید بگویم . فکر میکنم کمترین کاری که برای قدردانی میشود کرد تبلیغ فرهنگنامه است، در خانواده و مدرسهها و هرجایی که نوجوانی هست که فرهنگنامه به رشدش کمک میکند.
پ.ن: خواندن این مصاحبه با خانم میرهادی را هم از دست ندهید. البته این فایل بخشی از کتابی است که نشر دیبایه منتشر کرده است با عنوان کسانی که ایران را میسازند.