« January 2011 | صفحه اول | March 2011 »

February 2011 Archives

February 17, 2011

نارنج

چشم هایم را می بندم.
سه ساله می شوم. دست در دست او به باغ نارنج می روم. هوا پر است از بوی بهار نارنج. روز است اما برای سیمای سه ساله زیر اون درخت ها خیلی تاریک است. خورشید از لای بهارها چشمک می زند.

او شروع می کند به جمع کردن بهارها، جمع کردن بهارهای نارنج. من هم بازی می کنم و می دوم و می چرخم می چرخم می چرخم. نفس می کشم. بوی بهارها تا توی سرم فرو می رود.

نمی دانم اون روزها چند بار تکرار شدند یا اصلا هرگز تکرار شدند یا نه. اما تا به امروز که سی و پنج ساله ام در سخت ترین روزها برایم آرامش بخش ترین خاطره ها بوده اند. چشم هایم رو می بندم و توی باغ نارنج قدم می زنم. اون نارنج ها یک عمر بهترین آرامش من بوده اند.

February 27, 2011

فلج

نمی شه به انسان مثل کامپیوتر گفت چند وقتی روشن باش اما مغزت کار نکنه.

می دونی؟ آدمه دیگه. وقتی قراره بهش یه جوابی بدی دایم ذهنش درگیره که اون جوابه چیه. می دونی چی می گم؟ بابا زندگی شه دیگه. این ذهنه فلج می شه. متوجهی؟ می دونی انتظار چیه؟

خشونت فقط این نیست که کسی رو با فحش و لگد از اتاقت بیاندازی بیرون. وقتی اینهمه معطلش کردی گیرم کلی هم محترمانه دایم عذرخواهی کردی و لبخند زدی، یعنی داری آزارش می‌دی.

نه ماه تو زندگی یه آدم زمان کمی نیست. توی نه ماه یه نطفه ی کوچک تبدیل به یه آدم می‌شه! شاید برای همینه که دارم می بینم افکار و برنامه‌هایی که شاید نطفه‌ ای بودند توی ذهن من الان رشد کرده اند و شکل گرفته‌اند و بعد این نه ماه دارند کم کم متولد می شوند.

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007