گلشید به آنتن موبایل اسباب بازی اش اشاره میکنه و میگه:
مامان تلخن (تلفن) من مثل تلفن تو دوش کش (دود کش) داره.
البته موبایل من اصلا دوش کش نداره!!!
خورشید دمپایی من و خودش روگذاشته کنار هم و به من می گه مامان من هر وقت بزرگ شدم دمپایی تو رو می پوشم تو هم هر وقت کوچیک شدی مال من رو بپوش!
(این استدلال رو بارها به کار برده).
این روزها خورشید آبله مرغون گرفته. گلشید تا کسی رو می بینه می گه من هم هر وقت خورشید خوب شد آبله مرغون میگیرم آخه من خیلی آبله مرغون دوست دارم. دیشب هم خوشحال و خنده کنان یه جوش کوچولو رو دستش رو بهم نشون میده و میگه مامان! من هم آبله مرغون گرفتم.
هر دوشون می گند مامان (یا بابا)! آبجی من خورشیده (یا گلشیده) آبجی توهم باباهه (یا مامانه).
یه اسباب بازی دارند که دکمه های مختلفش رو که فشار می دی صدای یک حیوان میاد و بعد به انگلیسی اسمش رو می گه. گلشید دگمه ی سگ رو فشار داد و بعد از واق واق گفت داگ. گلشید گفت: میگه داگ. مثل چایی داگ.