ویز
اولش نمی خواستم به روی خودم بیارم. اما نه انگار موضوع جدی بود. این صدای ویز رهام نمی کرد. هر جایی می رفتم یه صدایی زمینه ی گوشم بود. یعنی دایم می شنیدمش. از اطرافیانم می پرسیدم اما آنها نمی شنیدند و فکر می کردند شوخی می کنم.
اما من می شنیدم. یادم آمد که یکی از نشانه های روان پریشی همین صداهایی است که می شنویم. خیلی نگران خودم شدم. آخه مگه این قدر الکی است؟ یهو از یه روز این صدا ها را دایم می شنوی؟ خدایا چه کنم؟
چرا هیچ کس این صدای ویز لعنتی را نمی شنود. شاید گوشم مشکل پیدا کرده. یهو؟ از این فکر ها خسته ام. بروم بخوابم شاید کمی آرام شوم.
اما صدا یهو ضعیف شد!! وا!! این جوری اش را نشنیده بودیم. دیگه اگر مشکل شنوایی یا ذهنی هم باشد شدتش که کم و زیاد نمی شه!!!
جایم رو عوض کردم صدا قطع شد!! یهو روی میز کنار تخت دیدمش. اونی رو که داشت دستی دستی روانی ام می کرد. بله همون کش سره! همون که روش یه عروسک داره که به لطف تولید کننده ی چینی وقتی فشارش می دهی یه آهنگی می زنه. بله باتری اش تموم شده و به جای اون ملودی فقط ویز می کنه. عجیبه که ویزش تمومی نداره.
البته بعد از چند روز بالاخره باتری اش تموم شد. آخه گل سر هم باید صدا
بده؟
پ.ن: تعجب نکنید. این کش سر دخترهام نیست خودم چند سال پیش هدیه گرفته ام!! خواستم توصیه کنم برای دخترهاتون از این چیزها نخرید.