باز هم؟
هفته ی پیش یکی از همکارها متنی را نشانم داد درباره ی دکتر حسابی و نوروز و اینشتین و ... . پیش تر درباره اش شنیده بودم و در بارباماما نوشته بودم.
اما این بار عکسی بالای نوشته بود که به ادعای نویسنده عکس حسابی و اینشتین است. این دیگه از اون دروغ هاست که بد جوری نویسنده را لو داده است. تقریبا دو سال پیش بود که آن مطلب را درباره ی همین نوروز و نارنج و حسابی و ... نوشتم، آن زمان خیلی ها گفتند تو که مدرکی نداری این حرف ها دروغه پس حرفی نزن. اما این عکس دیگه شاهکاره.
این عکس، عکس معروف اینشتین و گودل است. احیانا نویسنده از شباهت عینک حسابی و گودل استفاده کرده و دیگه دروغ رو به سر حدش رسانده.
متاسفانه نتوانستم متن اصلی این مطلب را در روزنامه ی اعتماد پیدا کنم اما بخشی اش را می توانید این جا بخوانید و البته عکس را هم ببینید!
وقتی هنوز کتیبه ای با محتوای دروغ در مدح حسابی در دانشگاه اصفهان نصب است، بله در دانشگاه نصب است، دیگر انتظاری از دیگران نمی رود. آن قدر هم خوب بلدند مقدس سازی کنند که زودی خودشون یادشون می ره این بت را خودشان ساخته اند و هر روز بیشتر و بیشتر براش دروغ می سازند و بزرگش می کنند. تا هم کسی انتقادی کند فوری برچسب کم سوادی و خیانت به تاریخ (؟!) پرافتخار کشور و ... بهش می زنند که دیگر دم نزند.
راستش دیگر از شنیدن و خواندن و نوشتن درباره ی دکتر حسابی و سرگذشتش خسته شده ام. سال هاست این مرض برای ما شده یک مرض مزمن و اخبار دروغین در این باره که روز به روز تولید می شوند هم شده شوخی جمع بعضی از فیزیک پیشگان.
در همین رابطه:
افسانه ی حسابی - حامد قدوسی
نظرات
barbara :
sima joon, neveshteye ghablit koli commente bad dasht. omidvaram in yeki behtar bashe, adam mimone chi bege valla, bazia inghadr dorogh migan ke khodeshonam bavareshon mishe, dige yadeshon nemiad khodeshon dorogho sakhte boodan
barbara - April 20, 2009 7:40 AM
رويا :
سلام سيما جان. برام جالب بود واقعا ذهنمو روشن کردي.
البته من حسابي رو دوست دارم براي خيلي از عقايدش.
ديگه به هيچي نميشه اعتماد کرد.
رويا - April 20, 2009 11:04 AM
کویریات :
اتفاقاً من هم ایمیلی دریافت کردم درباره همین انیشتن و دکتر حسابی که اول عصبانی شدم، بعد خنده ام گرفت فکر کردم لابد واسه تفریح ه بعد ناراحت شدم که چه نیازی به این دروغ ها هست...
کویریات - April 20, 2009 5:23 PM
رضا :
سلام،
مطلب جالبی بود. به نظرم به یک نکته درش توجه نشده: در کشور ما دروغ گفتن تو روز روشن جرم نیست. بگذریم از سایر عوامل که ما چه مرگمونه که اینقدر قهرمان-پرور هستیم (در عین قدر نشناسی) و ...
کجا رفتند کاشفان شکاف اتم ؟ این آقا آخریش هم نیست، این که چرا سیستم تحویلش می گیره هم یه مشکل دیگه هست. ما هم اشکال داریم که نتونستیم علم رو به جامعه معرفی کنیم، اما توان چندصد فیزیکدان ایرانی کجا و عقده های عقب موندگی یه ملت کجا؟ همینه که ما تو آشپزخونه مون از انرژی هسته ای برق می گیریم. تا وقتی ما نتونیم بگیم ۲+۲ میشه چهار، این داستان ادامه داره.
من فکر نمی کنم که جامعه فیزیک ایران بتونه جلوی این رمالی ها رو بگیره. این قصه خیلی پر غصه است.
رضا - April 20, 2009 11:34 PM
سپیده :
سلام
اتفاقا منم اون ایمیل رو گرفتم و یک مطلبی توی وبلاگم نوشتم.
سپیده - April 21, 2009 3:06 PM
محمد جواد شکری :
اینقدر ذهن ما رو از پرفسور حسابی پر کردن که الان نمی دونم چی بگم!
محمد جواد شکری - April 22, 2009 2:24 PM
mehran :
سلام .
امیدوارم که هرگز خسته نشوید .
خستگی باعث از بین رفتن انرژی در آدمی میشه ...
اما هرگز یه بلاگر نباید خسته بشه .باید هر روز نظرات خودشو عنوان کنه و باید هم در بیان نظراتش کاملا ازاد باشد...
شاد باشین .دوست داشتین سری بزنید تا بیشتر آشنا شویم ...
mehran - April 23, 2009 7:00 PM
فرهاد :
ای بابا سلامتی باشه !!! لطفا این روزها اگه یکی حرف راست زد و عزیزان دل برادر سر کسی کلاه نگذاشتند به ما هم خبر بدین !
فرهاد - April 27, 2009 8:16 AM