کفش نو

باز این هفته ی آخر سال اومد و باز همه جا زیباتر شد. باز یاس زرد ها گل کردند و به ژاپنی ها پز از گل شدند و درخت های میوه میون همه ی درخت های شهر، با شکوفه هاشون خودشون رو لو دادند. باز باغچه زیبا شد و باز مورچه ها لشگرکشی شون رو شروع کردند. باز بساط سبزه فروش ها، ماهی قرمز فروش ها، اسباب هفت سین فروش ها، سینره فروش ها راه افتاد. باز میدون تجریش زیباتر شد. باز قالی های شسته لب پشت بوم ها و بهار خواب های خونه ها نمایان شد. باز همه ی پنجره ها برق می زنند. باز این پامچال ها و بنفشه ها یواشکی و شبونه ریختند به باغچه های شهر.
این همه باز و باز و باز، چقدر زیباست که از این همه "باز" خسته نمی شویم که هیچ. باهاش هیجان زده هم می شیم و روحیه می گیریم. چقدر خوب که این ها تکراری نمی شه. این هفته ی آخر سال رو خیلی دوست دارم و دلم نمی خواد تموم بشه. به همه ی کارهایی که هر روز صبح خیلی زود انجام می دهم یه سری کار دلچسب دیگه اضافه شده: آب دادن به باغچه و سبزه های هفت سین. سبزه ها روز به روز قد می کشند و در سرعت رشد، گوی سبقت رو از دخترک هامون ربوده اند.
می دونید هیجان انگیز ترین تصویر اول سال برای من چیه؟ این که بعد از تحویل سال از خونه بیرون بری و تو خیابون بچه هایی رو ببینی که دست در دست پدر و مادرهاشون، خوشحال قدم بر می دارند و دایم به کفش های نوشون که برق می زنه نگاه می کنند، خوشحال و با کلی عشق در کنار پدر و مادرشون آروم و شادند و منتظر دیدن پدربزرگ و مادربزرگ. سرشون بالاست و رو به پدر و مادر با اون ها حرف می زنند. وای که چه آرامشی به آدم دست می ده از دیدن این همه ذوق بچه گانه.
پ.ن: عکس تزیینی است و از "تاینی پیک" برداشتم.
نظرات
:
خیلی بد بود
Anonymous - March 20, 2011 5:57 PM