مورد توجه ایم.
حسابی معروف شده ایم! تو خیابون که راه می ریم خیلی ها به هم نشونمون می دهند و می گند آخی دو قلو دارند.
هر بار که دکتر می ریم، حسابی مورد توجه ایم. یه مکالمه ی تکراری هم داریم:
-نازی دوقلو اند
-- بله
- دختر یا پسر؟
-- دو تاشون دخترند
- پس خدا خیلی دوستتون داره، پسر نعمته و دختر رحمت.
بعضی ها هم که تجربه ی مشابه دارند می گند
-- خدا صبرتون بده. تا سه سال سخته و بعدش شیرین می شه
یه بار که برای واکسن دو ماهگی بچه ها رفته بودیم، گلشید بغل من بود و خورشید بغل سامان. سر و پای گلشید معلوم بود اما سامان خورشید رو حسابی لای پتوش پیچیده بود. یه خانم مسن داشت از روبه رو می آمد. یه نگاه به من کرد و گلشید رو تو بغلم دید. بعد یه نگاه به سامان کرد و ازش پرسید: این هم بچه است؟!! سامان هم که خنده اش گرفته بود جواب داد بله. من منتظر بودم به ساک لباس بچه ها هم یه نگاه بکنه و بپرسه این یکی چی؟!!
خلاصه بیرون از خونه رفتنمون همراه شده با کلی خنده. راستش بعضی وقت ها دیگه خسته می شم از این همه جواب دادن به سوال های تکراری مردم. توی یه کتاب که راهنمای رفتار با دوقلوهاست می خوندم که پدر مادر دوقلوها، و خود دوقلوها تا سال ها مورد توجه دیگرانند. البته چون خورشید و گلشید ناهمسانند، حدس می زنم چند سال بعد دیگه از توجه دیگران در بیاییم.
نظرات
Ng :
آخی.... من هم دلم خواست دوقلوهاتون رو ببینم و همین سوال ها رو بپرسم.. خوش به حال رهگذرهایی که می تونن شماها رو ببینن :)
من که یکی دارم گاهی کم می آرم! واقعا خدا صبر بده با دو تا.... :)
Ng - September 26, 2008 10:22 PM