تغییر ساعت
این ساعت جلو کشیدن هم خیلی می چسبه!
اولش با خودم گفتم من یه ساعت اضافه دارم امشب که بعد از خوابیدن بچه ها به کارهای خودم برسم. یه ساعت اضافه فقط برای خودم. اما یهو یادم افتاد که ساعت زیستی دخترهامون یه ساعت جا به جا نشده و اون ها هم یه ساعت زودتر بیدار می شند و اگر من بخواهم با این یه ساعت اضافه خوشحال بشم و بیدار بمونم اون وقت یه ساعت بی خواب تر می شم.
یاد روباهه ی مسافر کوچولو افتادم باز که می گه همیشه "یه پای بساط لنگه".
به هر حال ترجیح می دم کمتر بخوابم و یه ساعتی به کارهای دیگه ام برسم، کارهایی که تا دو ماه و نیم پیش همه ی روزم رو پر می کرد!!
نظرات
ziba :
سلام!
فقط خواستم یاد آوری کنم که انشالله جرء این کارهاهم عکس جدید بچه هاهست که در سایتتون بگذارید.
ziba - September 21, 2008 8:20 PM
قلندر :
سلام و درود....
بسیار زیباست توصیف این مهر مادریتان....
قلمتان استوار.............یا حق
قلندر - September 21, 2008 11:04 PM
شیوا :
سلام. می تونم بپرسم چند سالتونه؟
تا خورشید:
همون طور که در عرفی خودم (همین کنار در لینک "من") نوشته ام، متولد سال 1354 هستم.
شیوا - September 22, 2008 3:32 AM
کاساندرا :
سیما اینو کاوه نشونم داد:
http://linkinghub.elsevier.com/retrieve/pii/S0378378203000744
ظاهرا نوزادها ساعت زیستی ندارن.
و همینطور اینو:
http://www.sleepreviewmag.com/issues/articles/2000-09_02.asp
کاساندرا - September 26, 2008 6:25 PM