...
همیشه بچه ها رو خیلی دوست داشته ام. رابطه ام با بچه های فامیل و اطرافم همیشه خیلی خوب بوده و از دیدن یه بچه حتا توی خیابون و گذری لذت می بردم و می برم.
مادر بودن رو هم بسیار دوست داشتم و با ذوق به استقبالش رفتم. روز به روز بارداریم از این که قرار مادر بشم لذت می بردم. همیشه دوستام بهم می گفتند تو مثل مامان ها می مونی و حتا برادرم هم می گفت رفتار مامانی دارم. دوست هام بهم می گفتند .بارباماما
اما با همه ی اینهمه حس خوبی که به مادر شدن داشتم حتا تصور هم نمی کردم این قدر شیرین باشه. وقتی تو آغوش می گیرمشون، وقتی شیر می خورند و نگاهشون می کنم، وقتی لالایی می خونم براشون و نگاهم می کنند تا چشم هاشون بسته بشه، وقتی روز به روز تغییراتشون رو می بینم و وقتی که من و سامان رو نگاه می کنند و می شناسند و وقتی بهمون می خندند، وقتی "اونگه" می گند، دلم پر از شادی می شه. عجیب دوستشون دارم. عزیزی می گفت: " بچه با همین کارهاش برای همیشه گولتون می زنه و با یه خنده اش برای همیشه "خر"تون می کنه".
البته انکار نمی کنم که به شدت درگیر شده ایم و رسیدگی به دو تا بچه، بی خوابی های چند ماهه (از بارداری تا به حال) و ضعف زایمان و ... حسابی خسته و ضعیفم کرده. اما خیلی جالبه، صبح که بیدار می شند و می رم جاشون رو عوض کنم و دست و روشون رو بشورم و شیر صبحشون رو بدم، وقتی توی آغوشم با چشم های سیاهشون نگاهم می کنند حس می کنم دیگه خسته نیستم. اما باز آخر شب که می شه دارم از حال می رم و دوباره صبح بعد به همون "قول " گول می خورم و ادامه می دم.
نظرات
داستانک :
اگه اینطوره پس ما هم پدر مادرهامون رو خر می کنیم!!
داستانک - September 13, 2008 9:05 PM
سارا :
سلام
تبریک به شما و آقای مقیمی! مبارک باشه تولد خانم کوچولوها! گرچه عکس خوشگلشون نشون میده حسابی بزرگ شدند.
در ضمن خواستم بگم اسم وبلاگت تبعیضه ها! بعداً باعث دلخوری میشه!!!
سارا - September 14, 2008 12:12 PM
بهار :
حتما روزهای سخت و پرکاری رو می گذرونید اما به شیرینی لحظاتش می ارزه :) خیلی خوش به حالتون
بهار - September 15, 2008 12:56 AM
ری را :
khosh behalet!
nemidonam taklife onaii ke hamishe mesle bache han na maman ha chie?
ba in ke 30 salame, kochektarin shebahati be ye maman nadaram...
ری را - September 15, 2008 5:45 PM
مانيا :
خدا هم چون تو خيلي بچه دوست داشتي، يكدفعه دو تا با هم بهت داد.
مانيا - September 16, 2008 10:22 AM
nadjieh :
khosh be haalet seema joonam, na faghat vase inke ye joft fereshteye koochik dari, balke be khatere inke baladi zibaiihaye zendegiro bebini.
nadjieh - September 16, 2008 11:29 AM
زهره برزگر :
سلام خانم قاسمي ! اتفاقي سايتتون رو پيدا كردم. من ورودي 79 فيزيك بودم، يادتون هست باهاتون رياضي فيزيك2 رو معرفي به استاد گرفتم؟!
خيلي خيلي تبريك ميگم. خيلي خوشحال شدم. اميدوارم كنار كوچولوهاتون زندگي شيريني داشته باشيد. به آقاي مقيمي سلام برسونيد.
زهره برزگر - September 17, 2008 3:30 PM
داود :
سلام. فرزندان چشم وچراغ خانه هستند.به خاطر همین زحماتش است که بهشت با تمام عظمتش زیر پای مادران است .موفق باشید.
داود - September 17, 2008 4:53 PM
فاطیما_امارات :
سلام.
فاطیما_امارات - September 17, 2008 11:51 PM