غافلگیر
یکی از نکات خیلی مهم در روزهای آخر بارداری اینه که دکتر ها شدیدا توصیه می کنند حواستون به تکون های بچه باشه و اگر کم شد یا قطع شد فوری تماس بگیرید. روزهای آخر که بچه دیگه خیلی بزرگ شده امکان داره خدای ناکرده بند ناف دورش بپیچه یا قطع بشه و ... و این رو مادر فقط می تونه بفهمه تا زود بچه رو در بیارن.
در مورد دوقلو اوضاع یه کم سخته. آخه توی این روزهای آخر دیگه این قدر بزرگ شده اند که تشخیص این که کدوم به کدومه یه کم سخت می شه. هر تکون شدید یکی شون اون ور هم حس می شه و همین موضوع، تفکیک حرکتشون رو سخت می کنه، مگر این که سکسکه کنند که چون خیلی موضعیه تشخیصش راحت تره.
امروز این فسقلی ها ما رو ترسوندند. حس می کردم یکی شون تکون نمی خوره، از صبح هیچ تکونی نخورده بود تا عصر! همه ی روش ها رو امتحان کردم (موسیقی بلند، ضربه به شکم) اما جوابی نمی اومد. من رو با این وضع و حال خیلی سنگین کشوندند دکتر و دکتر هم بعد از معاینه ها گفت که خوب خوب اند هر دو و قلبشون هم به خوبی می زنه، سر حال سرحال اند خدا رو شکر. خیال ما هم راحت شد. برگشتیم خونه و کلی خوشحال بودیم که سالم اند. تا نشستم همون که از صبح آروم بود شروع کرد به وول خوردن و به سکسکه و هر کاری که بلد بود. خنده ام گرفت. گفتم (ببخشید، مادر و فرزندیه دیگه!): ای پدر سوخته ها حالا من رو می گذارید سر کار؟ بگذار بیاید دنیا تلافی می کنم :)) و اون فسقلی ِ سمت راستی * (که از صبح وول نمی خورد، همون که سر جنسیتش هم با ما شوخی داره) خوشحال می پرید این ور اون ور و به سکسکه و تکون هاش ادامه داد. با خودم قیافه اش رو تصور کردم که با اون فسقلی دیگه دارند به من خنده ی شیطون می کنند و زیرزیرکی نقشه های بعدی شون رو با هم می کشند که ما رو غافلگیر کنند!
*تو عکس هم سمت راستیه!
نظرات
sarbehava :
Waaayyyy!
Onvane postet ra ke didam fekr kardam NiNi ha oomadan!
Ishalla ke saalem abshand har do va zoodi bain
Az raahe door khaleh miboosateshooon
Booooooooooooooooooooooooooosssssssss
sarbehava - July 2, 2008 11:19 PM
بهار :
از حالا شرط می بندم این شیطونکه به خودت رفته سیما ;)
بهار - July 3, 2008 12:58 AM
زهرا :
دوست مامانی خودم،چقدر نگران شدی،جینگول های شیطون! این همونه که لبش مثل خودته!!
زهرا - July 3, 2008 11:07 AM
نیاز :
من شنیدم دوقلوا به هم حسادت نمیکنن و دعواهاشون هم از بچه های غیر دوقلو کمتر ه و شنیدم که برای در مادر از همون بچهگی توطئه میکنن خلاصه که حواستون جمع باشه
نیاز - July 3, 2008 2:35 PM
Hani :
:) منم غافلگیر شدم...فکر کردم نی نی ها اومدند...پس هنوز جاشون گرمه!...به امید روزهای سرشار از خوشی دیدن دوقلوها برای شما و خانوادتون... :)
Hani - July 4, 2008 11:48 AM
مریم :
وای ذوق مرگ شدم سیما جونم!
مریم - July 5, 2008 10:38 PM