دسته کلید
دیشب تلوزیون به مناسبت سوم خرداد فیلم روز سوم ِ لطیفی رو داد.
من این فیلم رو سینما ندیده بودم. فیلم قشنگی بود، دوستش داشتم. منهای این که چندین صحنه اش رو به خاطر نی نی ها نگاه نکردم چون خیلی خیلی ناراحت کننده بود (دیگران که دیده بودند توصیه می کردند ببینم یا نه). اما مثل همیشه نفرت و انزجار به جنگ پیدا کردم.
وقتی تو فیلم می دیدم مردم چطور خانه و زندگی شون رو گذاشتند و رفتند یاد حرف یه آشنا افتادم، کسی که هم سن و سال ماست و اون دوران در خرمشهر زندگی می کرده و مثل خیلی های دیگه مجبور به ترک خانه شده اند. می گفت: هر خرمشهری یه دسته کلید تو خونه اش داره که تنها یادگار از زندگی قدیم اش تو شهرشه! .
نظرات
گلناز :
سلام
ما آشنایی مون خیلی ساده و اتفاقی بود. و تقریبا قول میدهم که منو نمیشناسین ولی اینقدر برایم جذابیت داشتین که همواره مطالبتون رو دنبال میکردم و خوب خیلی خوشحال شدم وقتی خوندم دارین کوچولو دار میشین امیدوارم همیشه شاد و موفق باشین. تبریک صمیمانه منو بپذیرین
تا خورشید:
ممنون دوست عزیز. وبلاگ و وبلاگ خونی خیلی از این آشنایی ها به وجود میاره..
گلناز - May 24, 2008 9:12 AM
باد صبا :
سلام
دستتون درد نکنه جالب بود. امیدوارم همه چیز به خوبی پیش بره.
موفق باشید
باد صبا - May 24, 2008 3:24 PM
فرنوش :
سلام. ما شما رو به یه بازی دعوت کردیم. اگه دوست داشتین در موردش بنویسین.
فرنوش - May 26, 2008 5:55 PM