پژوهش يا "علم براي همه"؟
يه دوست و همكار كه به نسبت فيزيك پيشه ي جوان موفقي است، چند روز پيش در اين باره صحبت مي كرد كه اين اشكال از خود دانش پيشه هاست كه از مردم عادي خيلي دورند و هيچ تلاشي براي نزديك شدن به اون ها نمي كنند. مثلا شركت در برنامه هاي راديويي و تلوزيوني يا مطلب علمي نوشتن در روزنامه ها و ... .
مي خواست نظر من رو بدونه كه ما بايد اين كار رو بكنيم يا نه. به او هم گفتم كه من خودم به اين موضوع خيلي فكر مي كنم. از نظر فردي، نمي شه گفت اين كه اين كار براي يه نفر خوبه يا نه. اگر اون شخص از اين كار راضيه و خودش لذت مي بره خب بكنه. هر كسي مي تونه يه جوري براي زندگي اش برنامه ريزي كنه. اما بهش گفتم كه با وجودي كه لازمه اما به طور عام من با اين كه دانش پيشه هاي جوان براي اين كار زياد وقت بگذارند مخالفم و به نظرم اين كار مال آدم هاي جا افتاده تر و مسن تره. توي سياست گذاري هاي كلان شايد بهتر باشه كه جوان تر ها كه هنوز اوايل راه هستند به كار پژوهشي بپردازند. چون ما تو ايران هنوز خيلي خيلي مبتدي هستيم در كار پژوهشي و به امثال او بيشتر در پژوهش نياز داريم تا آموزش ِ"علم براي همه".
اين بحث رو اين جا آوردم، چون واقعا ذهن خودم هم گاه باهاش درگير مي شه و دلم مي خواد دوست هايي كه چه تو ايران چه فرنگ، كار پژوهشي مي كنند و محيط هاي ديگه رو هم ديده اند بگند معمولش چيه و كشورهاي موفق در هر دو (آموزش به عموم و پژوهش ناب) چه مي كنند؟ باز هم تاكيد مي كنم كه در مورد يه نفر و دو نفر نمي خوام حكم بديم، چون كه هر كسي آزاده همون جور كه مي خواد از توانايي هاش استفاده كنه و از زندگي لذت ببره. منظور من اينه كه به طور متوسط اوضاع چطوره؟
نظرات
Comet! :
تا اونجاییکه من دیدم، مرتبط کردن مردم با علم خودش الان یه رشته هست که تخصص زیادی هم لازم داره. کار هر کسی نیست که بلند شه بگه من الان به همه مردم کشورم علم تزریق می کنم. اتفاقا اگه کسی باشه که توی این بحث دانش و تجربه کافی نداشته باشه، فعالیتش می تونه مضر هم باشه. تا اونجاییکه من دیدم الان توی خیلی از موسسه های علمی یه آدمهایی هستن مخصوص این کار. یعنی طرف همه انرژی خودش رو می گذاره روی پیدا کردن کانال های ارتباطی و نحوه بیان علم برای عموم. البته کسانی هم هستن که کار اصلی شون تحقیقات علمی هست ولی بنابر علاقه شخصی شون یه مختصر فعالیتی هم دارن ولی خیلی کم. بیشتر این آدمها هم سنی ازشون گذشته و تقریبا به بازنشستگی نزدیک شدن. معمولا اون آدمهایی که برای ارتباط علمی با عموم استخدام شدن زیر نظر این آدمهای علمی که علاقه مند به این کار هستن، و وقت کافی هم برای این کار دارن، و هم علم رو خوب میشناسن، کار می کنن.
فضای ذهنی-کاری تحقیقات با آموزش عموم خیلی فاصله داره. برای همین نمیشه به این راحتی به طور همزمان در هر دو جبهه جنگید. ولی این به این معنی نیست که آموزش عموم فراموش بشه یا در درجه دوم اهمیت باشه!
Comet! - May 12, 2008 4:04 PM
alireza :
راستش فکر کنم اون آدم مسن ها بیشتر در پیشانی کار هستند پشت سرشون عده ای جوان دارند حرکت میکنند... یک سرپرست تیم پژوهشی باید همانقدر که همکارانش را در امور پژوهشی مدیریت میکنه باید برای آنها را در امور ترویجی هم کار بتراشه!!!
ضمن آنکه در کشوری مثل آمریکا موسساتی هستند که با بودجه مشخصی از NSF، کارشون گرفتن اطلاعات از دانشمندان در مورد کارهاشون و انتشار آن در مچلات عمومی و برنامه های تلویزیونی است.
alireza - May 13, 2008 7:26 PM
سمیرا :
در علم ِ نجوم که این جا خیلی برنامه می ذارن واسه مردم و بهش می گن outreach activitiesو آدم هایی هستند که دکترای ِ نجوم می گیرند و می رن در این زمینه کار می کنند فقط. مثلاً اولین 1 شنبه ی ِ هر ماه برنامه ی ِ رصد برای ِ عموم هست و مدام بچه ها رو از کودکستان! و مدرسه می یارن بازدید..البته من برام جالبه که گاهی بچه هایی رو می بینم که هنوز نمی تونن حرف بزنن و براشون منظومه ی ِ شمسی توضیح می دن!
سمیرا - May 18, 2008 11:24 PM
کاساندرا :
باز جای شکرش باقیه که تو کشور شما این کار در انحصار آدمهای مسوول و باسواد و با پروندهی روشنیه!
کاساندرا - May 19, 2008 10:16 PM