« رنگ قرمز | صفحه اول | پيش پا افتاده »

30 بهمن 86

رابرت

امروز هوا و آسمون تهران يه روز زودتر اعلام كرده كه اسفند ماه اومده.

دلم مي خواد فقط چشم هام رو ببندم و اين هواي خيس و خوش بو رو بو كنم. اين روزها كه مي شه ياد رابرت مي افتم. يادتونه كارتونش رو؟ مردي كه نمي خواست آدم بزرگ باشه. اين روزها كه ميام سر كار در هواي قدم زدن توي اين روز قشنگ به سر مي برم و پنجره رو باز مي كنم (مهم نيست سردم بشه) و چشم هام رو مي بندم و فارغ از هر اون چه كه اطرافم هست و نيست احساس خوشبختي و زندگي مي كنم.

گفته بودم منتظر اومدنشم. خدا كنه بمونه و نره و يه ماه ديگه بياد. امسال چون دم عيد يه كارگاه يه هفته اي داريم (تو پژوهشگاه) و حسابي سرم شلوغه، زودتر شروع كرديم به تكوندن خونه (يواش يواش). به همين خاطر، خونه مون با ظاهر آشفته و پنجره ي بي پرده و بوي تميزي، در كنار اين هواي خوش، حسابي داره (يه ماه زودتر) بهم نويد بهار رو مي ده و خوشحالم مي كنه.

چه جالبه كه يه بارون مي تونه اين همه آدم رو خوشحال و سرزنده كنه! ديروز يه دوست برام يه دسته گل نرگس آورد و الان اتاقم پر از بوي قشنگ و تازه ي نرگس شده و اين هم اين زيبايي رو بيشتر كرده.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/83


   نظرات

:

ادم رو هواب مي كني

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007