« مداد رنگي | صفحه اول | رقص کردی »

13 آذر 86

پيامي از توي لاك

توجه: اگر حوصله ي غر شنيدن نداريد اين يادداشت رو نخونيد!!

مسيري كه هميشه يك ربع طول مي كشيد، امروز يك ساعت و ربع طول كشيد. به اين علت كه عملا بيشتر اين زمان را در ايست كامل بوديم، در يه ترافيك احمقانه! ترافيكي كه به خاطر عبور ِ نمي دونم كي، راه افتاده بود.
اين اتفاق تازه نيست. دو هفته پيش هم تكرار شد. يهو يه جا مي شه"خط سير" وخيلي راحت تمام خيابون هاي اصلي ِ اطراف و يه بزرگراه رو مي بندند! اصلا هم مهم نيست اگر بچه اي دير به مدرسه مي رسه، كسي دير به سر كار مي رسه، كسي داره مريضي رو به بيماستان مي رسونه و ...
تا هم بيايي و حرف بزني، مي شه حرف سياسي! اصلا نمي خواهم بدونم چرا و به چه مناسبتي امروز اين همه رفت و آمد تشريفاتي بود، اونچه كه براي من مهمه اينه كه وقت من تلف شده و اعصابم به هم ريخته. جالبه كه وقتي از يكي از آقايون ِ كنار پياده رو مي پرسي "چه خبره امروز"؟ يه نگاه آنچناني بهت مي كنه و مي گه "هيچي"!! پس حتما اين هم خوابه كه اين همه علاف شديم.

بگو يه جو حقوق شهروندي اين جا رعايت مي شه، نمي شه. بگو ما يه جو آدم محسوب مي شيم، نمي شيم. صبح كه از در خونه دراومدم ديدم آسمون، بعد از چند روز بارون و برف، آبي ِ آبيه و كوه ها تا نزديك خونه (و توي باغچه ها و ...) سفيدند. كلي شاد روزم رو شروع كردم. اما مگه مي گذارند!

ما نه تنها نمي تونيم براي آينده ي چند ساله مون برنامه ريزي كنيم كه حتا نمي تونيم براي يك ساعت آينده مون هم برنامه بريزيم. مگر اين كه بريم توي لاك و بيرون نيايم! اين جوري براي همه ي عمرمون توي لاك مي شه برنامه ريخت!!!!!


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/50


   نظرات

پینوکیو :

گویا هنوز هلی‌کوپتر اختراع نشده. شاید هم هلی‌کوپتر وسیله‌ای تجملاتی هست که در یک دولت مردمی نباید ازش استفاده بشه. یا اینکه هلی کوپترها به علت کمبود لوازم یدکی چندان امن نیستند یا اینکه ....

 

سحر :

این ها همه به این خاطره که به دست کم گرفته شدن عادت کردیم. اگه خدای نکرده یه جایی خواستند بهمون احترام بذارن به همه چیز شک میکنیم . میگی نه امتحان کن.

 

مینو :

من با این‌که می‌گی ما تو مملکت‌مون آدم حساب نمی‌شیم و همه چیز عملا غیر قابل برنامه‌ریزیه موافقم ولی این مساله به‌هم خوردن ترافیک شهر به دلایل تشریفاتی-امنیتی کم و بیش همه جا هست. نمونه‌اش نیویورک که مردمش‌م همیشه از این موضوع شاکی‌ان.

 

ری را :

جالبه! تمام اعصاب خوردت و کلافگی ات در این متن واضح بود! این متن را چه تند و با حرص خواندم.
همه حست منتقل شد.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007