دادخواست
تا به حال بارها و بارها دادخواست هاي اينترنتي رو امضا كرده ايم، براي جلوگيري از حمله به عراق، براي نام خليج فارس، براي سد سيوند و پاسارگاد، براي زندانيان اجتماعي و سياسي و براي كلي دليل ديگه.
اما امروز يه ايميل به دست من و همكارانم رسيد كه ما رو دعوت به امضا ي دادخواستي عليه جنگ با ايران مي كرد. هرچند كه دايم داريم درباره ي اين موضوع مي شنويم اما اين دادخواست يه تكون اساسي بود. به خصوص كه همين امروز ديدم دوستان ايراني مقيم خارج از ايران هم در اين باره نوشته اند. از تصورش هم وحشت مي كنم.
به نظر مياد بيرون از ايران نگراني ها جدي شده. اما اين جا توي كوچه و خيابون كه مردم رو مي بيني و باهاشون حرف مي زني هيچ اثري از اين نگراني نمي بيني. نمي دونم واقع بيني است يا خواب خرگوشي. هر چي هست خيلي متفاوته. اين جا تو تاكسي هايي كه من سوار مي شم هنوز حرف ِ خيلي ها درباره ي سهميه ي بنزينه و درباره ي گرون شدن نفت (در بازار جهاني) و از اين جور حرف ها يا درباره ي افت شديد تيم استقلال و مثلا حرف هاي فيروز كريمي.
نمي دونم چي بگم. مثل هميشه اين دادخواست رو امضا كردم اما حتا دلم نمي خواد موضوع اين دادخواست اينترنتي رو در ذهنم هم تصور كنم.
نظرات
قاسم :
حکایت ملا و دروغ حلوا دادنش سر خیابان را که شنیدهای؟
تا خورشید: منظورت اون داستانه كه ملا به دروغ وعده ي حلوا به كودكان داد. بعد خود جلوتر از ديگران به دنبالش مي دويد؟
قاسم - November 4, 2007 12:09 AM
امیر :
اگه در حد زدن تاسیسات هسته ای ایران باشه...چه طور؟... من همینجوری فکر می کنم(البته هیچ چیز درستی در بارش نخوندم تاحالاو دارم رو هوا حرف می زنم!) که ایران بزرگ تر ازین حرف هاست که بشه بلایی مثل عراق سرش آورد، یعنی تصرف.
اگرم قضیه پایگاه هسته ای و این جور چیزها باشه...واقعاً شاید نابود شدنشونم فوایدی داشته باشه..
حکومت ما که من بش خیلی مشکوکم که احتمالا این همه پا فشاریش برای بمبه ، نه چیز دیگه!...
یه آدم عادی هم اگه بخواد چاقوکشی کنه خیلی خطر ناک تر از یه چاقو کش حرفه ایه، بمب دست اینا نباید بیفه!
یهو دیدین اسراییل رو جدی جدی از رو صفحه دنیا حذف کردن!
نمی دونم... فقط می دونم از دسترسیه اینا به سلاح هسته ای هم آدم خیلی می ترسه.
امیر - November 4, 2007 2:30 PM
علي رضا :
نبايد اين رو امضا كرد به نظرم! بين امريكا و احمدي نژاد يكي رو بايد انتخاب كرد انتخاب من امريكاست.
علي رضا - November 5, 2007 12:52 PM
بنفشه :
چه کامنتهای عجیبی،جناب علیرضا وقتی از جنگ حرف میشه شخص مطرح نیست، پای یک کشور و یک ملت در میون هست شما باید بین ایران و امریکا یک طرف رو انتخاب کنید بازهم انتخابتون امریکاست،مطمئن باشید اگه جنگ بشه این آقایون تو هزار سوراخ پنهان میشند و من وشما می مونیم و عزیزانمون که هر لحظه جلوی چشمامون بیگناه از بین میروند،متأسفم برای این نوع دیدگاه
بنفشه - November 5, 2007 3:19 PM
شبيه :
اون چيزي كه اغلب مردم در طول روز ازش حرف مي زنند رابطه ي مستقيمي با رسانه هاي اون كشور داره... در ايران كه فكر كنم همه ي رسانه ها دست دولت هستش و فكر نكنم و هرگز دولت از اشتباهاتش در رسانه ي دولتي حرف بزنه..
از اونور هم اكثر ايراني هاي خارج از كشور تحت تاثير همون رسانه ها هستند. فكر كنم اونجا هم يه خورده پياز داغش رو زياد كردند...
من كه از همين تحريم هاي گسترده اي كه شروع شده و داره ادامه پيدا ميكنه خيلي مي ترسم
شبيه - November 5, 2007 8:48 PM
sarbehava :
سیما جان چه ما خوشمان بیاید و نیاید موضوع کاملاً جدی است. اینجا هیچ شبکه و برنامهای نیست که در مورد ایران حرف نزند. حتی برنامه های طنز کانادایی که خیلی حواسشان هست خدای نکرده گیر الکی به کسی ندهند که بعداً محکوم نشوند. اینجا انقدر تصویر احمدینژاد را هر روز از تلویزیون میبینیم که دیگر خجالت می کشیم. چهره نامطلوبی که از ایران درست کردهاند بی دلیل نیست. دیگر هیچ کس به چرایی برخورد با ایران فکر نمیکند، همه بحثها بر سر چگونگی است. شب هالووین برنامه ها یک جوری به ایران مربوط میشد. حتی یک دوست کانادایی خودش را شبیه احمدینژاد کرده بود توی دانشگاه (می دانی که شب هالووین مردم قیافههای ترسناک درست می کنند برای خودشان، تلویزیون فیلمهای ترسناک نشان می دهد و خلاصه در مورد موضوعات ترسناک حرف میزنند) آره سیمای عزیزم، مردم تو ایران راست راست راه میروند و عین خیالشان نیست که شدهاند هیولای ترسناک شب هالووین امریکا و کاناداییها. من میترسم، متآسفانه موضوع بیشتر از آنچه فکرش را می کنی جدی است
sarbehava - November 8, 2007 9:42 AM
نارسیس :
من اولین باریه که از سایت شما دیدن می کنم فقط می تونم از شما تشکر کنم از شیراز
نارسیس - October 10, 2009 3:04 PM