« هتل رواندا | صفحه اول | سيل تجريش »

6 آبان 86

اشك

- خانم ِ كجاست؟
- نيست.
- چي شده؟
_در حالي كه اشك تو چشم هاشه ميگه: هيچي، نيست.

- فوت كرد.
-چي؟ اون كه جوون بود (4-5 سال از من بزرگتر بود). تصادف كرده؟
- نه.
- پس چي؟
- سرطان داشت.
- اون كه تا همان چند وقت پيش كه ديدمش سر كار بود.
- اون موقع هم سرطان داشت.
- پس چطور سر كار مي آمد؟ در حالي كه مي دونست ...


انگار خيلي محكم بوده. به نظر نمي آمد. هيچ وقت به نظر نمياد توي آدم ها جه خبره. آدمي در اوضاع جسمي اي است كه چند روز ديگه زنده نيست، خودش اين رو مي دونه اما به روش نمياره و تا آخر هم مرتب مياد سر كار و به زندگي ادامه مي ده. جدا كه آدمها عجيب اند.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://seema.ir/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/30



   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  © - Copyright © 2007