گدایی
این سهمیه بندی هم بد جوری فرهنگ گدایی رو آورده تو جامعه مون.
آقای سخنگوی دولت ارباب معاشانه در مصاحبه ای می گه "دیگه سهمیه ی اضافه نمی دیم. همون سهمیه ی سفر و مدارس که دادیم، همونه دیگه خبری از سهمیه ی جدید نیست. فکر نکنید باز هم سهمیه در کاره و از این بوم (!) به اون بوم (!) فرجه"!!!
من با این که کسی نگران مصرف بنزینمون شده موافقم هر چند که به نظر من روش مناسبی نمیاد. اما این که مردم رو منتظرِ لطف و مرحمتشون کنند که سهمیه ای بدهند یا ندهند و بعد با یه لحنی که انگار اربابند و از ارثیه ی پدری می بخشند با ما حرف بزنند اصلا خوشم نمیاد.
یه نمونه ی دیگه ی این فرهنگ گدایی اینه که راننده های آزانس شبونه می رند و دست به دامان راننده تاکسی می شند که لطف کنند و بهشون بنزین بفروشند. یه راننده می گفت: "خانوم! من برای خودم غرور دارم. یه طوری شده که شبونه باید برم و گردن کج کنم".
چند شب پیش که رفته بودیم پمپ بنزین دو تا آقا رو دیدم که یه دبه ی 10 لیتری دستشونه و به مردم (از جمله ما) می گند لطف می کنید با کارتتون ده لیتر هم برای ما بگیرید؟ اولش دلم سوخت که شاید راست می گه و تو خیابون مونده، اما سامان گفت خب کارتش کجاست؟ بعد که آقای مشابه بعدی رو دیدم و دفعه ی بعد هم دیدم و از دیگری هم تجربه ی مشابهی رو شنیدم فهمیدم این یه داستان جدیده، یه نوع گدایی و درآمد جدید.
نظرات
حمید :
من که یه بار به یکی از این گدایان جدید 4 لیتر دادم، دفعه ی بعدی دیدم یه گروه دیگه هم دارند همینکار رو میکنند، مثل چی! پشیمون شدم
حمید - September 22, 2007 1:12 AM