شیشه خورده!
امروز فوتبال استقلال و سایپا بود! ما هم رفته بودیم دیدن کسی در فردیس کرج!
اشتباه کردیم و بعد از فوتبال راه افتادیم طرف تهران. بیش از نیم ساعت تو یه ترافیک فجیع بودیم. خیلی خسته شدیم دیگه. کلی که جلو رفتیم فهمیدیم علت ترافیک چیه.
طرفداران تیم استقلال که تیمشون شکست خورده بود ریخته بودند و کلی، کلی، شیشه ی ماشین شکسته بودند! باور کنید تا چند صد متری گُله به گُله شیشه رو زمین بود. کف اتوبان برق می زد از شیشه.
جدا نمی فهمم ما چرا این جوری هستیم؟ آخه یعنی چی؟ به نظر من باید تیم استقلال یا هر تیم دیگه ای که تماشاچی هاش اینطور می کنند رو محروم کنند تا شاید تنبیه بشند. خدا می دونه چند تا ماشین پنچر شدند. جالب اینجاست که برنده هم که می شند همین کار ها رو می کنند. به نظر نوعی بیماری میاد. پلیس هم کاملا مستاصل مونده بود کنار اتوبان، راستش دلم براشون سوخت. کلی جوون هم کنار اتوبان بودند که من جدا ازشون می ترسیدم، آخه قدرت تخریبشون خیلی بالا بود.
تا برف میاد، تیم ملی فوتبالمون برنده می شه، بارون میاد، یه تیممون می بازه، شب عید یا چهار شنبه سوری می شه، خلاصه هر اتفاقی می افته که جمع به نوعی درگیرش هستند برای ما می شه بحران، واقعا که ما توی جامعه ی بسیار ناپایداری زندگی می کنیم.
نظرات
سمانه :
خيلي وقت ها خيلي ها خيلي كارهارو ميكنند كه جز خودشون كسي سر در نمياره ازشون!!!!!
شايد خودشونم ندونن!
سمانه - September 15, 2007 6:14 AM
حامد :
البته نمیشه ازجوانان تربیت شده انقلاب انتظاری جز این داشت!!
به هر حال هیجانات انقلابگونه این نسل شاید شیشه خورده داشته باشه ولی در راستای تحقق آرمان انقلاب
بروز میکنه...
حامد - September 15, 2007 3:27 PM
قاسم :
این نظر رو قاسم برای این یادداشتم تو بارباماما گذاشته و با اجازه اش آوردم این جا:
تا زمانی که نتوانم از لینوکس با فایرفاکس در وبلاگ جدیدت نظر بگزارم. نظرهایم را اینجا مینویسم. این کامنت در مورد رفتار تماشاچیها است.
با حامد مخالف هستم که این رفتار را به جوانان ترتبیت شدهی انقلاب نسبت میدهد. شنیدهام که در انگلستان نیز در هنگام مسابقات تیمهای معروف چنین رفتاری روی میدهد. اما در آنجا شهرداری و طراحان ترفندی جالب را پیاده کردهاند. مسابقات بین تیمهای معروف در ورزشگاههایی صورت میگیرد که طراحیای بخصوص دارند. در این ورزشگاهها تماشاچیها قبل از ورود به شهر یا به ورودیهای مترو هیچ چارهای به جز عبور از مناطق طراحیشده ندارند. در این مناطق وسایلی برای خراب کردن توسط تماشاچیهای خشمگین قرار داده میشود. حتی گاهی عدهای از ماموران شهرداری با لباس عادی شروع به چپه کردن اتوبوسهای از پیش تعبیه شده میکنند و از تماشاچیها کمک میخواهند. تماشاچیها گاهن چند دور این اتوبوس یا ماشین سنگین را مرتبت روی خیابان با زور بازو میچرخانند
قاسم - September 15, 2007 10:49 PM
حمید :
این که کار همیشگیشونه!
چند وقت پیش که بازی پرسپولیس-سپاهان رو با دوستانم رفتیم استادیوم، بعد از بازی و باخت پرسپولیس، تماشاچی های محترم، به سمت اتوبوسی که یه سری پرسپولیسی دیگه توش بودند رو سنگ بارون کردند! شیشه ها می شکستند و سنگها وارد اتوبوس میشدند! اونوقت نیروی انتظامی با میله و چوب و چماق به مسافرای اون اتوبوس حمله کردند و به فجیع ترین شکل ممکن همه رو کتک زدند! ما مونده بودیم که این تماشاچی ها دیوانه اند یا نیروی انتظامی! به نتیجه رسیدیم که هر دو دیوانه اند، نیروی انتظامی دیوانه تر و بی منطق تر
حمید - September 16, 2007 12:36 AM
mino :
تا بوده اینطور بوده .اینها عقده هایی که این جوری سر وا میکنه.
mino - September 16, 2007 10:10 AM
farhad mohit :
daghighan bavar befarmain ke ma ham ba khoonevade poshte hamchin sholooghi boodim va ghazieie shshe khoordaro ehsas kardim .
vali khob inam begam ke be nazare man be bakhte esteghlal miarzid :D
farhad mohit - September 16, 2007 12:39 PM
امیر کلهر :
اولین بار که اینجا رو می بینم.خیلی خوشگله..درباره حرفی که در مورد "شور" زدین تو بارباماما دلم خواست یه چیزی بگم..
شنیدم که می گن موسیقی ما هممممش شوره! حرف احساسی نیستا..جدی گفتم .. یعنی مثلا رهاب سگاهِ ،درآمد اوج(یا همون سلمک بقیه) افشاری انگار، یا حتی ماهور و اصفهان و اینام که آدم فکر نمی کنه،
از تو شور در میان و بدون خاستگاهشون بی معنین..دیدین آدما ماهور یا اصفهان می زنن ، خیلی وقت ها لوس می شه؟ ولی شور بذنن هر کاری کنن لوس نمی شه؟...انگار یادشون می ره که بابا اصفهان بدون شور؟...انگار آدم یهو بزنه زیره هفت جد و آبادش!
امیر کلهر - September 16, 2007 6:36 PM
سیامک ا :
فرهاد جان خیلی بدجنسی. ما چی بگیم که هم تیممون باخته بود هم کلی شیشه خورده رفته بود زیره چرخ ماشین ):
بگذریم ولی جدا باید برای این قضایا راهی باشه که حتما هست ولی به نظر من حکومت بیشتر علاقه منده که این اتفاقات و هرج و مرج ها باشه یه جوری بیشتر احساس امنیت میکنه
سیامک ا - September 16, 2007 7:39 PM
تا خورشید :
امیر جان! ممنون که نوشته ام درباره ی شور رو خوندی و نظر دادی. حس خوبی بهم دست می ده کسی مثل شما بیاد و درباره ی موسیقی مون بنویسه. البته وقتی بدونم امثال شما می خونند بی تعارف دیگه روم نمی شه بنویسم. ولی خب خوبه که آدم بنویسه تا دیگران بیاند و بخونند و نظر بدهند.
اینی که درباره ی شور گفتی رو نمی دونستم ولی خب می بینم که به خوبی مطابقه با حسی که همیشه نسبت بهش دارم.
باز هم ممنون!
تا خورشید - September 16, 2007 8:57 PM
زهرا :
خونه ی ما دونفر چون نزدیک میدون آزادیه، ما بعد از مسابقات خیلی این صحنه رو می بینیم. به ذهن ما هم رسید که باید تیم ها محروم از بازی بشن. ولی نمی دونم چرا به ذهن شهرداری و سایرین نمی رسه!!
زهرا - September 16, 2007 9:53 PM